جوواني مونته كوروينويي (سيزدهم - 2) به چين فرستاد. آندرئوي پروجايي جانشين او شد و جيمز فلورانسي هم كه در سال 1362 به شهادت رسيد، جاي آندرئو را گرفت. بدين ترتيب، اين تلاش كاتوليكي، كه براثر بردباري مغول امكانپذير شده بود، پايان گرفت و به زودي بر اثر نابردباري خاندان مينگ متوقف شد.
12. كليساي نسطوري. نسطوريان از آغاز (سدهٴ پنجم) فعاليت تبليغي شديدي را در سراسر بخشهاي آسياي اسلامي و بودايي دنبال كردند و در همه جا كاتوليكها را تحتالشعاع قرار دادند يا از ميدان بهدر كردند. اين مطلب مخصوصاً درمورد چين صادق است كه درآنجا نسطوريان بيش از پنج قرن از كاتوليكها جلوتر بودند؛ در واقع، وقتي سرانجام كاتوليكها بدانجا رسيدند، فعاليتشان بيشتر مصروف تغيير مذهب نسطوريان شد تا غيرمسيحيان. در آغاز سدهٴ چهاردهم، بطريق نسطوري را بيستوپنج مطران و قريب دويست و پنجاه اسقف ياري ميكردند.1 وقايعنگاران مختلف از كارهاي نسطوريان سخن گفتهاند، مخصوصاً در زمان مورد بحث ما عمرو بن متي طيرهاني و صليبا بن يوحناي موصلي، كه به عربي نوشت (1317 - 1330م/717 - 731 ه ق).
13. كليساي قبطي. كليساي قبطي، عليرغم تعقيب و فشاري كه به خاطر پذيرفتن آيين اوتوخسي(اوطيخايي) (منوفيزيتي)2 و تكفير آن در سال 451 با آن روبهرو شد، هنوز در سدهٴ چهاردهم رونق داشت؛ در واقع هماكنون نيز رونق دارد و كليساي ملي مسيحيان مصر است. به علت تواناييهاي مالي و اجرايي افراد قبطي (كه دولت مسلمان بدون وجودشان قادر بهكار كردن نبود) و همچنين به دليل حمايتهاي گهگاه امپراتوري بيزانس، شاهان آراگون و بهتر از همه فرمانروايان اتيوپي،3 كه تهديد ميكردند مسير آبهاي نيل ازرق (آبي) را به دشتهاي اتيوپي
1. در مورد انتشار نسطوريان در آسيا و تاريخشان، نك
P.Yoshio Saeki: The Nestorian documents and Relics in China (550 p.,
96p. in Chines, 52 ill., 5 maps, Toho Bunkwa Gakuin Maruzen Co. Tokyo 1937)
Arthur Christopher Moule: Nestorians in China, Some corrections and additions
44p.,London 1940 (A. J. Maclean (ERE 9,323-332, 1917
در مورد نسطوريان بهطور كلي، مقدمه (ج 1، ص 370).
2. اوتوخس (اوطيخا) رييس يكي از صومعههاي قسطنطنيه بود. او با چنان شوري به مبارزه با بدعت نسطوري برخاست (مقدمه 1، 370)، كه خود از طرف مقابل به بدعت ديگري، يعني گرايش [اعتقاد به سرشت واحد براي مسيح يا وحدت ذات] منوفيزيتي، درافتاد (مقدمه 2، 1339). نسطوريان در شوراي اِفِسُس تكفير شدند (431). پيروان اوتوخس يا منوفيزيتان هم سرانجام در شوراي خالكدون (451) تكفير شدند و او خود به مصر تبعيد شد. دربارهٴ گرايش منوفيزيتي نك به مقالهٴ (Ere
8, 811-817, 1916)، و بحث بيشتر و مقالهٴ همين نويسنده دربارهٴ گرايش مونوتلتي [ اعتقاد به ارادهٴ واحد براي شخص مسيح ] در(Ere
8, 821-825, 1916). گوستاو كرونگِر.
3. كليساي حبشه را فرومنتيوس صوري تأسيس كرد. او را قديس آتاناسيوس اسكندراني در سال 330 به اسقفي اكسوم تعيين كرده بود. از زمان تأسيس كليساي قبطي رياست كليساي حبشه هم در دست قبطيان بوده و به وسيلهٴ بطريق قبطي اسكندريه منصوب شده است. ترجمهٴ
حبشي انجيل (مقدمه 1، 370)، كه بنابر روايت به فرومنتيوس نسبت داده ميشود، بايد متعلق به مدتي بعد از زمان او باشد. فرومنتيوس را اَبونا (پدر ما) يا ابوسلامه (پدر سلامت) ميخواندند و هنوز لقب رييس كليساي حبشه اَبوناست.